تبليغاتX
فاصله ها حریف عشق ما نمیشوند

اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی

بهترین راه
 

 

 

 

 

 

 

 

 بهترین راه کدام است؟ 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 9:3 توسط سعید محمدی |
باور کن تا ببینی
                          

 

یادم باشد و یادم نرود

 

ما برای یک با ایستادن

 

هزاران بار زمین خوردیم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 12:20 توسط سعید محمدی |
تقدیم به پدران
 

 

تولد حضرت علی(ع) بر تمام پدران و پدر دوستان

مبارکباد

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 20:42 توسط سعید محمدی |
بازم امدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
  کوچه.باران. سرمای پشت پنجره

ناله.فغان.بغض گرفته در حنجره

ریشه درخت بوته ای خوابیده در منظره سنگ اهن دلی گرفته چشم به را

خورشید وماه. پشت این نقاب سیاه

خاموشی شب .تاریکی روز حقارت کوه

یک استکان دریایک ارزن کوه

این همه نالیدنیاین همه خلقت بی نظیر

این همه شگفتی یک سلولاین همه مخلوق زشت دوست داشتنی

این همه اسرار دست نیافتنی واین همه عالم ناماندنی همه نا چیزند

در پس او هام دنیای ساختنی

دنبال چه میگردیعاقبت را وای دیدهایهدف از تکرار تاریخ چیست

حمل و انتقال از این همه رفت و برگشت چیست

اسارت تا کیزنجیر به دست نفس تا کجاامر اول را چه شد

از نقطه به خطاز خط به نقطه دیکر پایان کجاست

اغاز چه بودبرگهای این کتاب کجاست

نوشتن تقدیر به دست کیستانتظار در پس این وادی چرا

فریاد دفاواز تار به کجا برد مرا

چگونه گویم کهدر درونم چیستثبت نامدر این حرکت عظیم چگونه

ویو کجاستفاصله من از او کجاستفاصله ویو وتو تا کجاست

فاصلهمن وتو تا کجاست

باز هم رسید وقت خواب این خواب غفلت است یا نقطه بیداری

بوی گندمعطر سیبدانه انارچیدن گردوطعم رطب

مزه بی همتای چایسرخی هندوانهسبزی خیارزردی پرتقال

پسه تازه خوشه انگوربوی سیر و پیازتندی فلفل 

هویج دراز وباریکمزه گس خرمالوخربزه رسیدهبادام نرسیده

نارگیل در پوست زخیمگوجه سبز ترشموز بالای درخت

بادمجان بی افتکدوی تنبلازگیل هسته دارانجیر بی هسته

زیتون سبز و سیاهبوی خوش چمن زار

وای هولوشلیلگیلاسالبالوزرد الو

وه گوجه فرنگیوه یک کاسه توت فرنگی

وای شیر دوشیده از پستان گاووای اب کشیده از قعر چاه

این همه باده الهیاین همهرخصنده اسمانی

این همه لذت وزندگی از ان کیست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:32 توسط سعید محمدی |
تقدیم به همه هواداران با عشق
استقلالی یا پرسپولیسی؟؟

Go to fullsize image Go to fullsize image  Go to fullsize image

 

Go to fullsize image  Go to fullsize image Go to fullsize image

 

Go to fullsize image  Go to fullsize image  Go to fullsize image

 

 

من که پرسپولیسی ام ولی این هم برای

 

استقلالیها

 

Go to fullsize image  Go to fullsize image  Go to fullsize image

 

Go to fullsize image  Go to fullsize image  Go to fullsize image

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 14:4 توسط سعید محمدی |
نیم نگاهی به انسان هایه ضعیف
Go to fullsize image

 

Go to fullsize image

Go to fullsize image

 

Go to fullsize image

 

 Go to fullsize image

Go to fullsize image

Go to fullsize image

 

سعی کنید هیچ وقت مانند اینها نباشید

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 16:27 توسط سعید محمدی |
تقدیم به یگانه معبودم
تو را در معبد هستی خدا کردمImage Preview

 

بیا اینک خدایی کن

 Go to fullsize image

که اگر روزی به تنگ اید دل تنگم

 

تو را با تیشه قهرم افکنم در خاک

 

که هر کس مرا بیند بگوید او خدایش را

 

به دست خویش بشکسته

 

نشیند بر بت بشکسته تا شاید سحر گاهی

 

بسازد او خدایش راGo to fullsize image

+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 15:20 توسط سعید محمدی |
سخنی با صاحبدلان
انچه باور است محبت است

وانچه نیست ظروف تهیست

من که گویم کلام خود نیست

بلکه فردیست در جمع بیکران

هستی.که باورش کار هر کس

نیست مگر معنی ان بداند که ان

چیست ارابه ها را در بیکران

به حرکت در اورید که نگهبانان

ماوراء به انچه در زمین

میگذرد نیازمندند بشکافید

انچه شکافتنی نیست

در دل سنگ بروید و ترکیب ها

را جدا نمایید.

استاد رعد

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 19:30 توسط سعید محمدی |
خارج از بحث
من ان زندانی شهر سکوتم که

 که نامردان بالم شکستند

 من اهنگ غریب روزگارم

 غمی در انتهای سینه دارم

تمام هستیم یک قلب ناز است

من ان را زیر ماشین میگذارم

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 13:10 توسط سعید محمدی |
سرگرمی
یه روز یاکریمه با مرغ عشق عروسی مکنه بچشون

 میشه کریم عشقی

 

 

میازار موری که دانه کش است.......

بترس از عمویش که چاقو کش است

 

 

کوه به کوه نمیرسد...وانگهی دریا شود

 

یه بچه میره پیشه باباش میگه بابا

۵تومن بده بابا میگه ۴تومن ۳تومنو

میخای چیکار بچه مردم۲تومن میگیره

بیا این ۱تومنو بقیشم بیار

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 18:44 توسط سعید محمدی |